X
تبلیغات
صدای باران - بهمن سر آغاز دهه ی فجر و شروع عصر بیداری اسلامی مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز روز 12 بهمن مصادف با بازگشت امام خمینی به کشور عزیزمان ایران و آغاز دهه ی مبارک فجر است. مدت یک ماهی است با مراجعه و خواندن کتابهای بسیار می خواهم در مورد انقلاب بنویسم و طی خط سیری مشخص مقالاتی در مورد انقلاب ارائه کنم که خواننده ضمن خواندن مطلب در انتها به آنچه من رسیده ام برسد ومعتقد گردد.

این سلسله مقالات را می خواستم به تبیین و تشریح تاریخی ، خاستگاه و دلایل و  چرایی و چگونگی اقبال عمومی به دین و نهاد روحانیت و در راس آن ، به دلایل عشق و علاقه مردم به امام خمینی به عنوان رهبر بلا منازع انقلاب و فهم دید عمومی و لازم الاتباع بودن فرامین ایشان و گشایش دریچه ای به چگونگی عمل به این دستورات از سوی مردم و موضوع ولایت و .... اختصاص داده و به آنها بپردازم و نقش مردم در حکومت و وظیفه ی متقابل حکومت در برابر مردم و جوابگویی به سوالات در خصوص بحث حکم حکومتی و شبهه ی دور ، خط قرمز ، آزادی ، عدالت ، دلیل وجود مشکلات ، جامعه ی امروز ، نقش دشمنان و حماقت دوستان ، جنگ قدرت اصحاب سیاست ، از دور خارج کردن حریفان سیاسی ،چگونگی ایجاد فضای امن برای انتقادکنندگان که متضمن آزادی انسان است و از وظایف هر حکومتی است و بسیاری از مقولات دیگر.....بنویسم. اما دیدم پرداختن به این مسائل و نوشتن در مورد آنها منجر به نگارش کتابهای مفصلی می شود که هر چند تلاش و اقدام به نوشتن در این موارد کردم اما پرداختن تنها به سرفصلهای آن به چندین صفحه مشتمل شد.

به سوالاتی که در پی می آید نگاهی بکنید و ببینید آیا می توان در باره ی آنها نوشت به طوری که حق مطلب ادا شود؟!

1 . تاريخچه‌ و مراحل‌ انقلاب‌ اسلامي‌ چه‌ بوده‌ است‌؟

2 . زمينه‌ها، علل‌ و عوامل‌ شكل‌گيري‌ و پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ چه‌ بوده‌اند؟

3 . اهداف‌ و شيوه‌هاي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ چه‌ هستند؟

4 . در مقايسه‌ با ساير انقلاب‌ها ويژگي‌هاي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ چه‌ هستند؟

5 . انقلاب‌ اسلامي‌ در مسير خود با چه‌ آفات‌ و موانعي‌ روبه‌رو بوده‌ است‌؟

6 . پيامدها، آثار و نتايج‌ انقلاب‌ اسلامي‌ چه‌ هستند؟

خود این سوالات به قدری عمومی و کلی هستند که می توان به شاخه های متعددی منقسم کرد و ... و اگر به آنها بپردازیم خواهید دید که جواب به هر یک از آنها چقدر شاخه و برگ و حاشیه خواهد داشت ومن به منظور فرار از اطاله ی مطلب سوالات را ذکر نمی کنم که تنها طرح سوال و بی پاسخ گذاشتن آن را نمی پسندم . می دانم که جواب به این سوالات مورد درخواست همه ی کسانی است که آن روزهای باشکوه را ندیده اند و از کمّ و کیف آن بی اطلاعند و از سویی ناآگاهان و مغرضان ذهن حقیقت جویان را در مورد انقلاب و رهبری و دستاوردهای ان مشوّه می کنند و عدم پاسخگویی به این سوالات خود گناه بزرگی است اما عملا پاسخگویی به سوالات به دلیل وسعت بسیار و تنوع گسترده ی آن اصلا ساده به نظر نمی رسد یا حداقل از عهده ی طرح در وبلاگ خارج است . پس چه باید کرد؟

پرداختن به این سوالات را می شود از منظری دیگر و با نوشتن از معنا ، مفهوم و مراحل انقلاب ، تفاوت انقلاب با ديگر پديده هاى اجتماعى ، اقسام انقلاب ، مراحل انقلاب (که خود شامل 1 ـ مرحله تكوين 2 ـ مرحله تخريب 3 ـ مرحله سازندگى است) ، علل انقلاب ، انقلاب از ديدگاه غرب و شرق نظرات افلاطون و ارسطو و متفکران دوره های مختلف و آفات انقلاب و...  پی گیری کرد اما این نیز مثنوی هفتاد من کاغذ می شد! من همچنان خواندم تا با بیشتر دانستن به قوام مطلب برسم و آن را واگویه کنم ، هر چه بیشتر خواندم ، پیش تر و جلوتر رفتم! شاید معرفی کتابهایی که مطالعه کردم بتواند تعدادی منبع در اختیار طالبان حقیقت قرار دهد و سرآغازی باشد برای مطالعه ی هرچه بیشتر انسان در ظرف زمین و به خصوص فهم تاریخ معاصر و فهم موقعیتی که اکنون همه ی ما در آن قرار داریم و به این ترتیب راهی پیش روی دوستان قرار دهم تا آینده را با شناختی بهتر از موقعیت فعلی رقم بزنیم و در این مورد از معرفی منابع دیگر از سوی شما ممنون خواهم شد و در این مورد مطلبی آماده کرده ام که فردا در وبلاگ خواهم گذاشت

همه ی این مقدمه ی طولانی را نوشتم که بگویم من عاجزم از شرح و بیان آنچه می خواستم و می خواهم بنویسم و از طرفی بر خود نوشتن را وظیفه احساس می کنم پس بگذارید به مصداق

« آب دریا را اگر نتوان کشید       هم به قدر تشنگی باید چشید»

این پاراگراف را تقدیم کنم:

این انقلاب ثمره ی تلاش انسانهای موحدی است که تحت تربیت و تعالیم ائمه ی دین و با صبغه ی شیعی طی قرنها زحمت و تحمل مصیبتهای فراوان و اهدای خون و تحمل فشارها و تضیقات بسیار به ثمر رسیده است و اتفاقا به دلیل تاثیراتی که در دنیای معاصر و در روابط بین الملل بر جای گذاشت اهمیت شناختش به طور روز افزون احساس می شود و می توان گفت که پرداختن به انقلاب اسلامی ایران که به حق آغاز گر عصری جدید در دنیای تماما مادی قرن بیستم بود و ( امروز به قرن بیست و یک کشیده شده است ) محسوب می شود ؛ طی فرایند انقلاب اسلامی دین احیا شد و به متن زندگی مردم آمد (هر چند به دلیل نو بودن مطلب با مشکلات بسیاری همراه بوده و هست) ، عصر ما را که از آن می توان به عصر بیداری اسلامی و عصر خیزش مسلمانان نام برد. و از نشانه های بارز این بیداری می توان به پیروزی حزی الله لبنان و دفاع جانانه ی مردم فلسطین و غزه در مقابل اسرائیل اشاره کرد و سخنان بسیار حائز اهمیت رحب طیب اردوغان در مقابل پرز صهیونیست و در مقابل دیدگان جهانیان دیروز در داووس سوئیس موجب حیرت جهانیان شد به طوری که حتا تونی بلر تمام قد ایستاد و با دست دادن با اردوغان به او احترام گذاشت و در بازگشت به کشورش مردم لائیک ترکیه به مثابه یک قهرمان ملی از او استقبال کردند!

خلاصه آنکه دنياي‌ معاصر، پس‌ از تجربه‌ دو دوره‌ي‌ قرون‌ وسطي‌ و عصر جديد ، هم‌اكنون‌ در آستانه‌ي‌ قرن‌ آينده‌ قراردارد. قرني‌ كه‌ به‌ گفته‌ي‌ "آندره‌ مالرو" يا نخواهد بود و يا مذهبي‌ خواهد بود. بی شک امام و مردم ایران نقشی اساسی در شروع این قرن داشته اند و امام‌ خميني‌ با‌ نقش‌ و رويكرد ی اسلامي‌ و جهاني‌ ،به‌ اسلام‌ و مذهب‌ تشيّع‌، از طریق تحقّق‌ عيني‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي ‌ايران‌، مبشّر آغاز رويداد بزرگ‌ و عظيمي‌ در اواخر قرن‌ گذشته ؛ براي‌ورود به‌ قرن‌ سرنوشت‌ ساز 21 بود. سلام‌ خداوند و همه‌ انبياء و اولياي‌ عظيم ‌الشأن‌ الهي‌ بر آن‌ شخصيت‌ عظيم‌ و كم‌شناخته‌ باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 0:30  توسط باران  |